پایان نامه با عنوان بنیاد گرایی اسلامی و سیاست خارجی آمریکا

تخصص چند بعدی در زمینه های اقتصادی، بین المللی، فرهنگی و سیاسی تبدیل شده است. به دنبال تجزیه مفهومی و موضوعی این تخصص، شناخت روابط علت و معلولی میان دهها متغیر مربوط به سیاست خارجی از توصیف رویدادها و روش ژورنالیستی بیرون آمده و به سوی نظریه پردازی و تلفیق منطقی متغیرها سوق پیدا کرده است.(۱)

« یک راهبرد یا جریان برنامه ریزی شده از تصمیمات اتخاذ شده توسط تصمیم گیرندگان یک دولت در تعامل با دیگر دولتها یا دیگر بازیگران بین المللی، با هدف بدست آوردن اهداف مشخص که در چارچوب منافع ملی تعریف شده است».(۳)

همچنین درباره سیاست خارجی تصور سنتی این است که سیاست عبارت است از ارزیابی عقلایی بهترین وسایل دست یافتن به هدفها و مقاصد تعیین شده، رفع موا

به جامعه بین المللی را سیاست خارجی می گویند.(۵) دیگر اینکه در تدوین و شکل گیری سیاست خارجی دولت ها نقش اصلی را به عهده دارند به عبارتی هر تعریفی از سیاست خارجی منوط به قائل شدن جایگاه والایی برای دولت ها می باشد.زیرا با وجود ظاهر شدن بازیگرانی متعدد در صحنه جهانی بازهم دولتها به عنوان ابتدایی ترین، اصلی ترین و مهمترین بازیگر روابط بین المللی شناخته می شون

ط بین المللی

باشد. بنابراین در تعریفی ساده سیاست خارجی بخشی از فعالیت دولتی بوده که جهت گرایشی آن به سمت بیرون است، یعنی به مسائلی می پردازد که برخلاف سیاست داخلی، مربوط به خارج از مرزهایش می باشد. بدین ترتیب وجود مرز به عنوان مجموعه خطوط تفکیک کننده صلاحیت های دولتی به عملکرد سیاسی حکومت ها، بعدی «درونی و بیرونی » می دهد. بر این اساس نه تنها دو حوزه قابل شناسایی تحت عنوان

به گونه ای که حاکمیت دولتها تثبیت شده می باشد، اما حوزه روابط بین المللی دارای ماهیت آنارشی بوده و صحنه تقابل و تعارض سیاستهای خارجی مختلف می باشد.(۶)

علاوه بر نقش دولتها در ایجاد و شکل گیری سیاست خارجی باید به جایگاه دولت ها در نوع و ماهیت سیاست خارجی هم اشاره کرد به عبارتی هرچه دولتی قدرتمند تر بوده، سطح تاثر گذاریش بر روی تعاملات

تاثیر گذاری خود در خارج از مرزهای ملی شان

باشند.بر این اساس در یک نگرش کلی سیاست خارجی دولتها را به دو صورت «کنشی» و «واکنشی » تقسیم می کنند که هر چه دولتی ضعیف تر بوده عملکرد وی درخارج از مرزهایش واکنشی تر و هرچه دولتی قویتر بوده رفتار سیاسی او کنشی تر می باشد.(۷)

علاوه بر تعاریف فوق در پایان لازم است به دو تعریف و برداشت دیگر از سیاست خارجی اشاره شود که یکی به مجموعه

کشور در ارتباط با محیط خارجی تعریف نمود.(۸)

پس از ارائه تعاریفی در مورد سیاست خارجی لازم است به رابطه آن با سیاست داخلی نیز اشاره شود که در این زمینه نیز اختلاف نظرهایی وجود دارد.

عده ای از اندیشمندان روابط بین الملل «سیاست خارجی را دنباله سیاست داخلی»
می دانند و عده ای نیز سیاست

تعریف واحدی از مفهوم منافع ملی بدست دهند. اما علی رغم تفاوت های بارز در تعاریف ارائه شده نقاط مشترکی نیز در بین آنها وجود دارد که می توان بر اساس آنها به طور کلی تعریف نسبتا قابل قبولی به شرح زیر عرضه نمود:

منافع ملی عبارت است از : هدفهای عام و همیشگی ( حفظ تمامیت ارضی، حفظ جان مردم، حفظ سیستم سیاسی ، اقتصادی و فرهنگی ، حفظ حاکمیت و حفظ حیات کشور

است که ملت در راه تحقق آنها فعالیت می کند بنابراین منافع ملی دارای سرشتی نامعین، میزانی از تداوم و ارتباطی با اقدام سیاسی است.(۳۶)

اما اینکه چرا تعریف واحدی از منافع ملی وجود ندارد و علت اختلاف میان نظریه پردازان روابط بین المللی در تعریف مفهوم مذکور چیست، بیشتر به خاطر موارد زیر است:

۱ـ اختلاف ارزشی نسبت به مفهوم منافع ملی

۲ـ اختلافات بنیادی و روش شناختی در باب درک و تلقی منافع ملی که از دو سطح تحلیل خرد و کلان سرچشمه می گیرد.

۳ـ تغییرات حادث از دو صحنه محیط داخلی و خارجی ( بین الملل)

 در خاتمه بحث منافع ملی تذکر یک نکته ضروری است و آن اینکه وابستگی متقابل و روز افزون ملتها

معتنابهی از بازیگران فراملی ، ضرورتا باید از اتکای بیش از حد به مفهوم منافع ملی بکاهد. در ضمن اقدام تصمیم گیرندگان بطور فزاینده ای بر مجموعه ای از ملتها استوار است و آنان درک کرده اند که منافع آنها بطور لاینحلی به سعادت و رفاه منطقه، قاره و یا طریق زندگی آنان پیوسته است. بدین ترتیب تصمیمات خود را با عنایت به گسترش جوامع ملی به جوامع فراملی اخذ می کنند. بدیهی است که این گرایشات

سودمندی مفهوم منافع ملی، برای توضیح رفتار بین المللی افزوده است.(۳۷)

عدم کارآیی مفهوم منافع ملی، نسبت به گذشته باعث گردیده تا گروهی از متفکران  و نظریه پردازان روابط بین الملل به فکر پیدا کردن جایگزینی برای این مفهوم برآیند . در این اقدام متفکران مزبور به دو دسته تقسیم می شوند:

دسته اول متفکرانی هستند که به جایگزینی مفهوم منافع

منافع ملی می اندیشند دسته دوم اندیشمندانی هستند که مفهوم «مصالح متقابل بشری» را به جای مفهوم منافع ملی پیشنهاد می کنند.(۳۸)

البته بدیهی است که مفهوم منافع ملی هنوز کاملا منسوخ نشده است هرچند که از اهمیت دولت ملی به عنوان یک واحد سیاسی که زمانی ملجا

 وفاداریها بود، کاسته شده است اما این جریان کاهش یابنده شاید دهها سال و یا حتی قرنها از پایان کا

باشد. «روزنا» در این مورد می گوید: «بدون شک بازیگران سیاسی ، مفهوم منافع ملی را بطور گسترده ای در تفکرات مربوط به اهداف سیاست خارجی و در اقدمات مربوط به آن بکار خواهند برد بنابراین تا زمانی که این کاربرد ادامه داشته باشد ناظران سیاسی باید قدر منافع ملی را بدانند.(۳۹)

ب )قدمت و پیشینه کاربرد منافع ملی

مفهوم منافع ملی و یا معادل مفهومی آن به ترتیب طی قرون ۱۶ در ایتالیا

انگلستان و قرن ۱۸ در قانون اساسی ایالات متحده آمریکا به کار گرفته می شده است. واژه های «اراده شاهانه»،«منافع نظام شاهنشاهی» و بالاخره «ملاحظات عالیه کشوری» در قرون فوق الذکر از اسلاف مفهوم منافع ملی بوده اند. این مفهوم که دست آورد تحولاتی است که متعاقب انقلاب صنعتی و دموکراتیک در غرب به وجود آمده با شیوع و گسترش انقلابات ملی ۱۷۷۶ آمریکا و۱۷۸۹ فرانسه، به تدریج رایج شد. ب

«لردپالمرستون»‌نخست وزیر انگلیس در ۱۸۶۵ مبنی بر اینکه ، ما متحد ابدی و یا دشمن ابدی نداریم، بلکه منافع ملی برای ما امری ابدی است و وظیفه ما پیروی از آن است، تبلور چنین فکری است منافع ملی، در زبان سیاستگذاران و دولتمردان اواخر قرن ۱۹ تغییری محتوایی کرد و گرایش آرمانگرایانه ای به خود گرفت. این دیدگاه نسبت به مفهوم منافع ملی که روح آن در تفکر ویلسون، رئیس جمهور ایالات

دهه ۱۹۱۰) می بینیم، بر اساس این مفروضه ذهنی بنا شده است که «هیچ کس از خسران دیگری بهره نمی برد.» البته این برداشت آرمانگرایانه از منافع ملی چندان پایدار نماند و به زودی پدیده پیچیده ای که به ناسیونالیسم اقتصادی معروف است سراسر گیتی را در خود گرفت که اوج آن به واقعیت سخت و بیزار کننده مناقشه جهانی ناشی از بحران بزرگ رکود اقتصادی ۱۹۲۹ انجامید.(۴۰)………………

تعداد صفحات

137

حجم فایل

360 کیلوبایت

فرمت فایل

قابل ویرایش word