پایان نامه با عنوان بررسی تامین مالی خارج از ترازنامه در شرکتهای _ذیرفته شده در بورس

 

با توجه به شتاب فرآیند علم و تکنولوژی در جهان صنعتی امروز، هر رشته ای از علوم به گرایشهای تخصصی بیشتری تقسیم شده است. این تقسیم بندی به خودی  خود و بنا به نیاز و ضرورت و پیچیدگیهای روز افزون صنعت بوجود می آید. دنیای اقتصاد و روابط بین متغیرهای اقتصادی و مالی هم از این تحولات مستنثنی نبوده است ومسائل این رشته نیز روز به روز پیچیده تر و مشکل تر از قبل می شود، بخصوص پول و بازارهای سرمایه که نقش مهم و تعیین کننده ای در اقتصاد دارند. تامین مالی برای اجرای پروژه های سودآور در رشد شرکت نقش بسیار مهمی ایفا می کند. توانایی شرکت در تامین منابع مالی بالقوه برای تهیه سرمایه به منظور سرمایه گذاریها و تهیه برنامه های مالی مناسب از عوامل اصلی رشد و پیشرفت شرکتها به حساب می آیند[۱] . یکی از بزرگترین چالش های شرکتها برای ادامه فعالیتشان کمبود منابع مالی برای تامین نیازهای سرمایه ای است که شرکتها را به انتخاب و تعیین روشهای تامین مالی کوتاه مدت یا بلند مدت به طرق مختلف ترغیب و تشویق می کند[۲]. تصمیم گیریهای مربوط به تامین مالی توسط شرکتها عمدتاً در ارتباط با ساختار سرمایه وهمچنین تعیین و انتخاب بهترین شیوه تامین مالی و ترکیب آن می باشد در نتــــیجه یک شرکت می تواند از طریق تغییر در مواردی مانند سود هر سهم، خط مشی تقسیم سود، زمانبندی مدت و ریسک سودآوری و انتخاب شیوه تامین مالی بر ثروت سهامداران اثر بگذارد. منابع مالی هر واحد اقتصادی از منابع داخلی و خارجی تشکیل شده است، منابع داخلی شامل جریانهای نقدی حاصل ازعملیات، وجوه حاصل از فروش داراییها ومنابع خارجی شامل استقراض از بازارهای مالی و انتشار اوراق بهادار می باشد.[۳]

با بوجود آمدن نوآوریهای مالی عمده ای که در دهه ۱۹۸۰ شکل گرفت شرکتها به روشهای نوینی از تامین مالی روی آوردند که نیازهای مالی خود را نه از طریق روشهای متداول و رایج بلکه از طریق روشهای تازه ودر مواری ابتکاری برآورده کردند که این مسئله منجر به پیدایش بحث های نوین در چگونگی ثبت وارائه این نوع از تامین مالی توسط شرکتها در گزارشهای مالی و در نشریات تخصصی حرفه حسابداری شد[۴]. در این پژوهش تلاش می شود ماهیت و روشهای تامین مالی خارج از ترازنامه و همچنین به اختصار دلائل استفاده توسط شرکتها و در نهایت بررسی امکان تشخیص استفاده از این نوع تامین مالی در شرکتها توسط حسابرسان مستقل مورد مطالعه و بررسی قرار گیرد.


۱-۲ بیان مساله و علل انتخاب موضوع

موضوع روشهای تامین مالی [۵]برای شرکتها همواره از جمله موضوعات بحث بر انگیز بوده‌ است. مساله مورد بحث در این پژوهش شناخت یکی از روشهای تامین مالی تحت عنوان”تامین مالی خارج از ترازنامه” (OBSF) [6] و بررسی چگونگی تشخیص آن توسط حسابرسان مستقل می باشد.

توضیح اصطلاح تامین مالی خارج از ترازنامه قدری مشکل است، این مشکل ابتدا در هنگام نگارش درباره این موضوع بوجود می آید. بطور طبیعی فرض و قاعده براین است اقلامی که قطعیت دارند به ترازنامه تعلق دارند و اقلامی که قطعی نیستند از این قاعده مستثنی می شوند. اثر عملی معاملات خارج از ترازنامه این است که این گونه معاملات بصورت نمایش کامل از فعالیت اصلی در حسابها نشان داده نمی شوند که این امر ناشی از یکی از دو دلیل زیر است:

  • یا امکان دارد اقلام بوجود آمده از معامله به طور خالص در حسابها آورده شوند مانند خارج کردن وامهای دریافتی در برابر دارائی‌هایی که برای تامین مالی تضمین گذاشته شده‌اند.
  • یا ممکن است اقلام حاصل از معاملات بصورت کامل از حسابها خارج شوند به این صورت که این اقلام را بر اساس مبنایی به عنوان تعهدات آتی ارائه می کند ونه بصورت دارایی‌ها و بدهیهای فعلی مانند( تعهدات اجاره های عملیاتی، تعهدات پرداخت یا دریافت نشده قراردادها یا قراردادهای کالاهای امانی و بدهیهای احتمالی غیر عملیاتی).

نتیجه هر دو حالت این است که ترازنامه به کمتر ارائه کردن (کم نمائی) داراییها و بدهیها ازآنچه که واقعاً هستند اشاره می کند. و نسبتهای مالی بهتری ارائه می شود، مانند نسبتهای اهرمی و بازده سرمایه بکار گرفته شده.

علاوه بر این معمولا گروه دیگری از حسابها(حسابهای سود و زیانی) بدلائل زیر تحت تاثیر قرار می‌گیرد:

  • اول اینکه داراییها ازترازنامه به قصد فروش‌به همراه یک اثر سود متحمل خارج می شوند.
  • دوم اینکه فعالیت خارج از ترازنامه زمانبندی یا افشای اقلام درآمدی وابسته را متاثر می کند، خصوصاً حضور یا عدم حضور اقلام در ترازنامه معمولاً یا بهای تامین مالی درگیر درمعامله را متاثر می‌کند یا درون سایر اقلام درآمدها و هزینه ها قرار می گیرد.

اصطلاح تامین مالی خارج از ترازنامه(OBSF)ظاهراً روی ترازنامه تمرکز دارد اما با توجه به توضیحات بالا چنین معاملاتی روی سایر صورتهای مالی نیز تاثیر می گذارد. برای مثال، هنگامی که دارایی فروخته می شود یکی از آثار این عملیات این است که دارایی فروخته شده از ترازنامه حذف می‌گرددو اثر دیگر این است که فروش در صورتحساب سود و زیان ثبت شده و سود و زیان حاصل از فروش اندازه گیری می شود. بنابراین، ارتباطی بین قاعده تشخیص و عدم تشخیص اقلام در ترازنامه و قاعده شناخت درآمد وجود دارد. معاملاتی از این دست در زمره معاملاتی قرار می گیرد که شکلشان با محتوای اقتصادیشان در مغایرت است، واکنش حسابداری شناسایی کردن اقلامی است که دارای محتوای حقیقی و واقعی است و معاملات را به شکل واضح نمایش می دهد.

معاملات خارج از ترازنامه معاملاتی هستند که هدفشان این است که به شرکتها اجازه دهند که از بازتاب جنبه های قطعی فعا

۱ –صادقی- ر- نشریه تحقیقات مالی شماره۲-استراتژی تامین مالی بلند مدت شرکتها- اسفند ۱۳۸۳

۲ – بیگلو-م- سال شانزدهم- ماهنامه علمی و آموزشی در زمینه مدیریت تدبیر- شماره ۱۶۱-منابع تامین مالی شرکتها- مهر ۱۳۸۴

۳-– رحیمیان- ن- اسفند ۱۳۸۰- مجله حسابدار شماره ۱۴۶- تاملی در شیوه های تامین مالی در واحدهای  اقتصادی

 

۱–اکبری – ع- مجله بانک توسعه و صادرات-آشنایی با فرآیند مالی- خرداد ۱۳۸۴

[۵] -Financing

[۶]– Off-Balance Sheet Financing(OBSF)………………..

تعداد صفحات

186

حجم فایل

347 کیلوبایت

فرمت فایل

قابل ویرایش word