مقاله علل توسعه یافتگی برزیل

مقاله علل توسعه یافتگی برزیل

1,900 تومان

برزیل قدرت نو ظهور اقتصادی
امروزه جهانی شدن اقتصاد در بردارنده فرصتها و چالش های عمده برای کشورها و بنگاههای اقتصادی است. در واقع جهانی شدن اقتصاد با توجه به ماهیت غالب آن در روابط بین الملل سرنوشت اقتصادی و سیاسی واحدهای سیاسی را تحت تاثیر قرارداده است. از این رو بسیاری از کشورها با درک و شناخت دقیق روند جهانی شدن و شناسائی فرصتها و چالش های آن به خوبی از شرایط آن در جهت تقویت روند توسعه اقتصادی و ارتقای جایگاه خود در اقتصاد جهانی بهره برداری کرده و به توسعه اقتصادی دست یافتند. بدین ترتیب مقاله پیش رو، بررسی عوامل تبدیل برزیل به یک قدرت نوظهور اقتصادی را با توجه به توسعه برون نگر در عصر جهانی شدن و ظهور کشورهای نوظهور مورد مطالعه قرار می دهد. بعلاوه این مقاله با عنایت به موضوع مذکور درصدد پاسخ گویی به این پرسش محوری است که : چگونه برزیل در طول ۲۰ سال گذشته توانسته از یک کشور بدهکار و بحران زده به یک کشور نوظهور و موثر در اقتصاد جهانی تبدیل شود؟
همچنین، با توجه به متغیرهای پژوهش و برای پردازش مطالب مرتبط با سوال اصلی و با توجه به رویکرد توسعه برون نگردرعصر جهانی شدن و ظهور قدرت های نوظهور، این گزاره به عنوان فرضیه محوری، مورد سنجش و آزمون قرار می گیرد: که برزیل در طول دو دهه گذشته با حمایت های بین المللی و برنامه ریزی اقتصادی و همچنین گام گذاشتن در مسیر دموکراسی، از یک کشور بحران زده به کشوری موثر و نوظهور در اقتصاد جهانی تبدیل شده است.

مقدمه
برزیل بزرگترین و پرجمعیت ترین کشور در آمریکای جنوبی است و به جز شیلی و اکوادور با همه کشورهای آمریکای لاتین هم مرز است. با ورود پرتغالی ها در سال ۱۵۰۰، برزیل مستعمره شد و سرانجام در سال ۱۸۲۲ استقلال یافت. در بعد داخلی سلطنت طولانی “پدرو دوم”( Pedro II )ثبات و رشد اقتصادی را در پی داشت. مخالفت از طرف زمین داران خشمگین از الغاء بردگی در ۱۸۸۸ واز طرف نظامیان که از قدرت سیاسی محروم بودند منجر به وقوع کودتا در ۱۸۸۹ گشت. پس از آن به دلیل نا آرامی های اجتماعی وارگاس قدرت را به دست آورد اما در ۱۹۴۵ توسط نظامیان سرنگون شد. (Levine, 2003: 31-53 )
در بعد خارجی نیز در دوران صلح مسلح ، در آستانه جنگ جهانی دوم از کم توجهی قدرتهای صنعتی به کشورهای ضعیف، برزیل نهایت استفاده را نمود و زمینه های به کار گیری استراتژی جایگزینی واردات(تولید کالا در داخل به جای واردات) در این کشور فراهم گردید و ساختار اقتصادی آن در یک وضعیت با ثبات قرار گرفت که به مرور منجر به گسترش شهرها، توسعه بنادر، ایجاد طبقه کارگری و اتحادیه های کارگری و احزاب سیاسی گردید. از یک طرف رهبران این کشور موفق شدند تا از این موقعیت استفاده کرده و در ازای حمایت از دولتهای متفق، امتیازات قابل توجهی را از آمریکا دریافت کنند. از طرف دیگر، حضور افسران برزیلی در جبهه های اروپایی در جنگ جهانی دوم و مشاهده تغییرات تکنولوژیکی چشمگیری که در صنایع نظامی مشاهده شد، تاثیرات عمیقی بر تفکرات افسران برزیلی بر جای گذاشت، به طوری که پس از بازگشت این افسران به کشور بحثهای عمیق درزمینه تجدید ساختار اجتماعی – اقتصادی کشور مطرح شد. وجود این تفکرات و نهادهای تشکیل دهنده و ارائه کننده آنها، نقش مهمی در دخالت ژنرالها در سیاست برزیل در دهه ۱۹۶۰ ایفا کرد ومنجربه کودتای نظامی در سال ۱۹۶۴ در این کشور گردید که از آن تحت عنوان معجزه اقتصادی برزیل نامبرده شد و دو چشم انداز برای توسعه برزیل در دستور کار قرار گرفت :
۱) اهمیت برنامه ریزی و سرمایه گذاری گسترده بخش دولتی و به کارگیری توانایی های بخش خصوصی داخلی و خارجی در فرآیند توسعه صنعتی.
۲) تاکید بر برنامه ریزی دولت، بر محوریت سرمایه خارجی به منظور ارتقای صنعت و ایجاد تحرک اساسی در آن.
در دوره دولت های نظامی، تحولات برزیل بر سه محور استوار بود:
۱) دخالت مستقیم دولت در برنامه ریزی، تامین منابع، سرمایه گذاری در بعضی زمینه ها و ایجاد زیربناها.
۲) تکیه بر استقراض خارجی برای پوشاندن کسری تراز بازرگانی و کسری بودجه.
۳) ارتقای موقعیت بین المللی برزیل که محور اصلی آن کامل کردن زنجیره مجموعه های صنعتی و ایجاد قابلیت های فنی- بومی در صنایع راهبردی بود.
در نتیجه، بسیاری از کشورهای آمریکای لاتین برای فرآیند صنعتی شدن از اعتبار دهندگان بین المللی مانند صندوق بین المللی پول و بانک جهانی مقادیر کلانی پول دریافت کردند. حرکت به سمت رکود اقتصاد جهان در طول دو دهه ۰۱۹۷ و ۱۹۸۰ و افزایش سریع قیمت نفت (شوک اول نفتی)، نقطه شکستی را برای کشورهای منطقه از جمله برزیل ایجاد کرد. از طرفی صادر کنندگان نفت خام پس از افزایش سریع در قیمت نفت در سالهای ۷۴-۱۹۷۳ سرشار از نقدینگی شدند و آن را در بانکهای بین المللی سرمایه گذاری کردند. درسال ۱۹۷۹همانگونه که نرخهای بهره در ایالات متحده و اروپا افزایش می یافت پرداخت بدهی ها نیز افزایش یافت و این امر پس دادن بدهی ها را برای این کشورها مشکل تر کرد. سرانجام در ۱۹۸۲ در حالی که چند سال از موضوع انباشتگی بدهی های خارجی می گذشت با آگاهی بازارهای بین المللی از این واقعیت که کشور های آمریکای لاتین قادر به باز پرداخت بدهی ها نیستند بحران آغاز شد.
………………………………………

فرمت فایل

Word قابل ویرایش