مقاله با عنوان تجلی اوصاف امام علی  در ادب فارسی

 

ناطق قرآن ناشر احکام نبی
نایب مناب ناظم یوم الودود
نسخه‌ی اسرار وحدت نقطه‌ی عاشق
نقطه‌ی بسم الله نقطه ام‌الکتاب
نقطه اولی نفس نبی
نفس اول نفس مصطفی
نور ولایت نور امامت
نور حقیقت نشانه‌ی حق
نور خدا نور چشم پیامبر

«و»

وارث پیامبر واقف اسرار
وجه الله وحی پیمبر
وَلد کعبه ولی مطلق

 

«هـ»

هادی گمگشتگان هادی دین
همسر زهرا همراز پیامبر
همای رحمت همدم چاه

«ی»

یاور غریبان یاور یتیمان
یار پیامبر یار ایمان
یعسوب دین یدالله

 


پیش درآمد طرح: مثنوی علی‌نامه[۱]

مست تو و جام توام یا علی    عاشق درگاه توام یا ولی

دست به درگاه تو برون رو است درگه تو درگه عشق و وفاست

ای مه من! مست و خرابم! علی مست شدم مست شرابت علی

یا علی ای مصدر عشق و وفا    یا علی ای شافع روز جزا

یا علی ای پنجه‌ی قدرت نما         فخر نبی، سایه و نور خدا

دست بگیرم چو که درمانده‌ام   از همه در از همگان مانده‌ام

من چو شنیدم تو علّی دلی      سر به سما بردم گفتم علی

جام وجودت به حقیقت دواست    نور وجودت به حقیقت شفاست

وقت سحر ناله همی کرد صبا    نیست سخاتر زعلی در فضا

مرد جوانمرد به حقیقت علیست نور وجودش به همه منجلیست

ای گل باغ نبوی یا علی   ای که به هر فن ز همه مهتری

ای مه میخانه شراری فروز نور مه و عاریت من سبوز

روز فرو رفته به شب آمده     نونت عشق بازی عشاق به لب آمده

لعل بده تا بنوازم لبت       عشوه کنم تا برسم بر دلت

جان جهان جام مصفا تویی هدیه به مستان منقا تویی

صبح که شد عشق تو آمد علی    ای ولی صاحب هر بیدلی

صبح چرا چنگ زدی دامنم       مست شد آن نقش روی خاتمم

آیت حق، آیت رحمت تویی       شیر جهان، مظهر قدرت تویی

میرعجم، میر ولایت تویی       سمبل گلهای شهادت تویی

حافظ آیین محمّد (ص) علیت خواجه‌ی قنبر به حقیقت ولیت

وقت سحر مجلیسی ساز کر   چنگ گرفت باب علی باز کرد

گفت علی ای مه عاشق نشان جرعه‌ای از عشق به ما برفشان

عشق علی عشق خدایی بود       راه علی راه سماوی بود

مست علی مست هوایی بود   عاشق وی هر دوسرایی بود

شک نکنم بحر معانی تویی      مظهر گلهای جوانی تویی

بحر چه گویم! که نجاتم تویی گل به چه گویم که حیاتم تویی

داور دین ساقی کوثر سلام      فخر نبی فاتح خیبر سلام

سایه‌ی تو سایه‌ی پیغمبر است   نور وجودت به همه گوهر است

جام نبوشان که تو نوشنده‌ای   راه نما چو تو نماینده‌ای

زیور ماه زیوری از اوی توست چشم جهان روز شبان سوی توست

پس تو بتاب ای مه عالم فروز خار سیاه دل عالم بسوز

دست بگیرم چو که درمانده‌ام   خسته شده از همه در رانده‌ام

عاشقی و صادقی یک پیشه است   در دل آنکس زعلی ریشه است

جان علی! نوکر تو عاشق است   هر چه تو گویی همه را صادق است

جان علی! عبد تو درمانده شد جز ره تو از همگان رانده شد

لطف و کرم راز پیش سازکن قفل در میکده را باز کن

میرعجم، قطب امامت سلام       پیرمغان، مرد شهامت سلام

در طلبم تا کنم خلوتی        از تو بخواهم به دلم مهلتی

با علی هر کس که کند خلوتی   عشق الهی بکند رحمتی

گفتِ علی گفته پیغمبر است     چونکه علی زاده‌ی آن پیکر است

یا علی ای سبز سرای یقین     کن نظری این همه عاشق ببین

ما همگی بنده راه توئیم      مفتخر منزل و جاه توئیم

آمده ایم تا که کنیم خلوتی        کاسه دل پرشود از شربتی

بر همگان سفره دل باز کن     قصه‌ای از عرش به ما ساز کن

نوبتیان! طبل به صحر از نید نای زنان، نفس به کرنا دهید

مژده دهید هدهد هادی رسید    آب روان از همه صحرا رسید

گمشدگان! مژده که آمد علی    تشنه لبان! مژده که آمد ولی

نوبت عشاقی و عشق بازی است   هرچه در این پرده بود راضی است

مست و غزلخوان به درت آمدم   دست زنان تا به برت آمدم

آمده‌ام تا که ببوسم تو را         سر بنهم تا که بپوشم تُرا

سهل و ایثار و کرامت علیت    رهبر دینی و امامت علیت

کنتُ نبیاً ز پیش مرتضاست چونکه غدیریه بر این مدعاست

شاه غدیر به نامت مستم       بی تو حقیقت من کس بی‌کسم

نام عزیزت که شفا می دهد     مرده دلم را که صفا می دهد

عاشق آن نام عزیزت منم       هر شب و هر روز به آن می زنم

جان به فدای سر زیبای تو     آن تن زیبایی و رعنای تو

ای شجر طور ولایت علی!        گنج بقا، اصل سعادت علی

پادشه معنی و صورت تویی معنی قرآن به حقیقت تویی

زُهد علی چون به زبانم رسید   یک دو سه بیتی زروانم رسید

چونکه به محراب وفا می رسید همهمه‌ای از همه جا می رسید

مُهر و سجاده‌ی محرابگاه       منتظر روی علی از پگاه

سجده گهش منتظر آب بود       چون نم چشمش دُر رناب بود

یا علی! از زهد تو مجنون شدم تا آخر عمرم به تو مدیون شدم

ای گل فرخنده‌ی باغ خدا       ای علی! ای سرور هر دو سرا

[۱] – این مثنوی سروده مؤلف طرح است که اتباتی از آن گلچین شده است.

تعداد صفحات

418

حجم فایل

418 کیلوبایت

فرمت فایل

قابل ویرایش word